خسته رفتم، خستهتر باز آمدم
دلشکستهتر ز آغاز آمدم
بی سر و سامان به صحرا تاختم
با دل دیوانه، همراز آمدم
خاطرم آرام در جایی نبود
تا به بال دل، به پرواز آمدم
یک نفس آزردگی در من دمید
نای غم بودم، به آواز آمدم
غافل از یادت نماندم یک زمان
با تو رفتم، با تو هم باز آمدم
رفته بودم تا نیایم هیچگاه
آمدم، از بخت ناساز آمدم
شاعر:
محمد زهری
نوع شعر: شعر کلاسیک
تبلیغات