تبلیغات
سایت چامه - سایه

این رهنورد کیست که هم‌دوش با من است

چون یادهای مرده، فراموش با من است

در جست و جوی روز، دَوَد پیش پای من

در خوابگاه شام، هم‌آغوش با من است

هم‌خانه‌ی من است، ولی سخت غافل است

کاندر سرای سینه، بسی جوش با من است

صد بار درد خویش بر او خوانده‌ام، ولیک

گنگ و زبان‌نفهم و تهی‌گوش با من است

مست و خراب، نیمه شبی، گر در اوفتم

او همچو خواب خسته‌ی خرگوش با من است

سرخورده‌ی امید، چو باز آیم از نیاز

او نیز پاشکسته و مدهوش با من است

همزادوار، عمر من و عمر او، یکی است

در پایگاه، همسر و همدوش با من است

او را شناختم که ز من ناگزیر ماند

او سایه‌ی من است که خاموش با من است



شاعر: محمد زهری
نوع شعر: شعر کلاسیک